گردشگری و صنایع دستی 13
- دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴
- 165 بازدید
- مقالات
مقدمه
در ارديبهشت ماه 1385 اولين كنفرانس بين المللي گردشگري و صنايع دستي از طرف سازمان گردشگري سازمان ملل متحد، و با همت پژوهشكده هنرهاي سنتي و معاونت هنرهاي سنتي و صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري در تهران برگزار شد که حاصل این برنامه انتشار مجموعه مقالات ارزشمند و بیانیه ای جهانی بود. متاسفانه مباحث این کنفرانس به صورت رسمی منتشر نشد؛ در این مجال سعی شده سخنرانی های آن کنفرانس به صورت چکیده و خلاصه شده در چند نوبت منتشر شود.
بخش 13 - بررسی نقش جهانگردی در حفظ، احيا و توسعه صنايع دستی
خليل درودچي - پژوهشگر ارشد - جمهوري اسلامي ايران
طبقهبندی و نامگذاری گروهی از کالاهای تولیدی تحت عنوان "صنایع دستی" اصولاً پس از انقلاب صنعتی و برای تمایز با تولیدات ماشینی شکل گرفت. در تعاریف ارائهشده، کاربرد ذوق و خلاقیت فردی در تولید این کالاها، آنها را از تولیدات ماشینی متمایز میکند، و قابلیت تکثیر تولید، وجه صنعتی آن را از آثار هنری ناب جدا میسازد. بنابراین صنایع دستی ترکیبی از هنر و صنعت است.
پیش از انقلاب صنعتی، صنایع دستی بازار باثباتی داشتند و در زندگی روزمره مردم کاربرد فراوانی داشتند. مردم عادی خریداران اصلی بودند و اشراف و حکومتها سفارشدهندگان خاص. تولیدات ایرانی و هندی مانند پارچههای نفیس در اروپا محبوب بودند و حتی کارگاههایی برای تقلید آنها در اروپا راهاندازی شد.
با وقوع انقلاب صنعتی، تولیدات ماشینی کشورهای صنعتی با حمایت دولتها وارد بازارهای کشورهای در حال توسعه شدند. این تولیدات ارزانتر و انبوه بودند و بازار صنایع دستی سنتی را تصاحب کردند. تنها صنایعی که مشابه ماشینی نداشتند، مانند فرش دستباف، توانستند به حیات خود ادامه دهند. نمونه تاریخی آن شهر کاشان است که در قرون ۱۶ و ۱۷ مرکز بافت پارچههای نفیس بود، اما با ورود پارچههای انگلیسی در قرن ۱۹، این صنعت از رونق افتاد. در مقابل، فرش دستباف ایران بازارهای جدیدی در اروپا و آمریکا پیدا کرد و حتی سرمایهگذاری خارجی جذب کرد.
در نیمه اول قرن بیستم، کشورهای توسعهنیافته پس از جنگ جهانی دوم به استقلال رسیدند و رهبران آنها توسعه اقتصادی را مترادف با صنعتی شدن دانستند. اما کمبود منابع مالی، ارز خارجی و بازار فروش، مانع تحقق این هدف شد. صنایع دستی که هنوز در بازارهای خارجی خریدار داشتند، منبعی برای تأمین مالی پروژههای صنعتی شدند. با این حال، صنایع دستی در رقابت با تولیدات ملی حمایتشده، بازار خود را از دست دادند و اشتغال در این حرفه کاهش یافت. در نتیجه، جوامع توسعهنیافته با مشکلاتی چون بیکاری، مهاجرت، حاشیهنشینی و فقر مواجه شدند.
برخی صاحبنظران بر ظرفیت صنایع دستی در ایجاد اشتغال در مناطق محروم تأکید دارند، اما در مقابل، کارشناسان دولتی توجه به صنایع دستی را "ضد توسعه" میدانند و سهم ناچیزی از اعتبارات دولتی به آن اختصاص میدهند. علاوه بر محدودیتهای داخلی، بازارهای خارجی نیز برای صنایع دستی محدود شدهاند. خریداران جدید، نگاه مصرفگرایانه دارند و خواهان تولیداتی مطابق با سلیقه خود هستند. تولیدکنندگان صنایع دستی نیز با شیوههای نوین بازاریابی، تجارت، بستهبندی و صادرات آشنا نیستند و تنها دغدغه تأمین معاش دارند.
صنایع دستی و توسعه گردشگری
سفر به دیگر مناطق جهان برای تجارت، زیارت یا سیاحت از جمله کهنترین علایق بشر است. جهانگردان، بازرگانان و زائران با انتقال کالاها و سوغات، موجب آشنایی جوامع با فرهنگ، هنر و صنایع یکدیگر شدند.
با پیشرفت حملونقل و ارتباطات، سفر آسانتر و رایجتر شد. آمارها نشان میدهند که تعداد مسافران هوایی از ۳۱ میلیون نفر در ۱۹۵۰ به بیش از ۱.۶ میلیارد نفر در ۲۰۰۳ رسیده است. در سال ۱۹۸۸، گردشگران حدود ۱۹۵ میلیارد دلار در کشورهای مقصد هزینه کردند که بخش قابل توجهی از آن صرف خرید سوغات و صنایع دستی شد.
طبق آمار کره جنوبی، بهطور میانگین ۲۲ درصد از هزینههای گردشگران صرف خرید هدایا و سوغات میشود. این سهم در کشورهای مختلف مشابه است و تسهیلات گمرکی نقش مهمی در افزایش خرید دارند.
کشورهایی مانند چین، هند، پاکستان و تایلند با ایجاد فروشگاههای زنجیرهای، دهکدههای صنایع دستی، غرفههای فرودگاهی و حضور در نمایشگاهها، فروش صنایع دستی را رونق بخشیدهاند. نمونهای از این موفقیت، دهکده صنایع دستی در نزدیکی شهر چیانگمی تایلند است که به مقصد روزانه گردشگران تبدیل شده و فروش مستقیم و زنده صنایع دستی را ممکن ساخته است.
فروش به گردشگران سادهترین و کمهزینهترین روش بازاریابی جهانی است. آمارها نشان میدهند که رابطه مستقیمی بین تعداد گردشگران و میزان صادرات صنایع دستی وجود دارد. در کشورهایی مانند چین، هند، تایوان و کره جنوبی، توسعه بازار فروش صنایع دستی زمینه اشتغال میلیونها نفر را فراهم کرده است. در ایران نیز حدود ۲.۵ میلیون نفر در صنایع دستی مشغولاند، اما سهم آن در تولید ناخالص داخلی ناچیز است و صادرات هنوز به سطح مطلوب نرسیده است.
تجربه سازمان صنایع دستی ایران (۱۳۵۸–۱۳۶۳)
در سالهای ابتدایی پس از انقلاب اسلامی، سازمان صنایع دستی ایران در مناطق جنوب غرب کشور (فارس، بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد) پروژههایی برای حمایت از تولیدکنندگان صنایع دستی اجرا کرد. به دلیل کمبود منابع مالی، اعتبارات عمرانی استانها برای تأمین مواد اولیه، ابزار و آموزشهای لازم به کار گرفته شد.
تولیدات خریداریشده به تهران ارسال میشد و پروژهها در استانهای مختلف با استقبال گسترده مواجه شدند. اما فروش این تولیدات با مشکل مواجه بود، زیرا ورود گردشگران متوقف شده و صادرات رسمی نیز ممنوع شده بود. تنها راه باقیمانده، مجوز خروج صنایع دستی همراه مسافران بود که پس از مذاکرات با وزارت بازرگانی و گمرک، عملی شد.
این اقدام نقطه عطفی در بازاریابی و فروش صنایع دستی بود. در مدت کوتاهی، تقاضا افزایش یافت و تولیدات پروژهها پاسخگوی نیاز نبودند. در سال ۱۳۶۴، فروش صنایع دستی از مرز ۲ میلیارد ریال گذشت، در حالی که سرمایه سازمان تنها ۶۰۰ میلیون ریال بود. کارشناسان سازمان این روش را جایگزینی مؤثر برای حضور مستقیم در بازارهای جهانی میدانستند.
تحولات صادرات صنایع دستی و نقش جهانگردی (۱۳۶۵–۱۳۸۴)
از سال ۱۳۶۵، با آغاز سیاستهای تشویقی برای صادرات غیرنفتی، تجار ایرانی مقیم خارج از کشور فرصت فروش صنایع دستی را در بازارهای جهانی شناسایی کردند. اقلامی مانند سفال، سرامیک، شیشه، فلزکاری، قلمکار و بهویژه گلیم و گبه با استقبال بیشتری مواجه شدند.
در استانهای فارس، بوشهر، کرمان و اردبیل، تجار بهصورت مستقیم در تولید سرمایهگذاری کردند و تولید گلیم از ۳۰۰۰ متر مربع در سال ۱۳۶۰ به ۱۲۰٬۰۰۰ متر مربع در سال ۱۳۷۳ رسید. گزارش یونیسف نشان داد که اشتغال زنان در صنایع دستی موجب ارتقای سطح بهداشت، آموزش دختران و استقلال مالی آنان شد.
پیش از پروژهها، کیفیت تولیدات کاهش یافته و رنگرزی گیاهی تقریباً منسوخ شده بود. با اجرای پروژهها، مواد اولیه مرغوب و طرحهای سنتی دوباره مورد توجه قرار گرفتند. تعداد کارگاههای رنگرزی گیاهی در استان فارس به بیش از ۲۰۰ واحد رسید.
در سال ۱۳۷۴، سیاستهای اقتصادی دولت تغییر کرد و تشویقهای صادراتی محدود شد. همزمان، تحولات جهانی مانند اتحاد آلمان و جنگ بالکان تقاضای جهانی برای صنایع دستی ایران را کاهش داد. در سال ۱۳۷۷، سازمان صنایع دستی از فعالیتهای تولیدی منع شد و پروژهها تعطیل شدند.
مقایسه صادرات فرش و دیگر صنایع دستی از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۴ نشان میدهد که صادرات فرش کاهش یافته، اما صادرات دیگر صنایع دستی از سال ۱۳۷۶ به بعد رشد قابل توجهی داشته است. دلیل این تفاوت، بسترسازی بهتر برای بازاریابی و ثبات نسبی بازارهای جهانی صنایع دستی بود.
نتیجهگیری این بخش آن است که موافقت با خروج صنایع دستی همراه مسافر نقش کلیدی در حفظ و توسعه رشتههایی مانند گلیم، گبه، سفال، شیشهگری، قلمکار و رنگرزی گیاهی داشت. ایجاد بازارهای کوچک اما پایدار جهانی برای صنایع دستی ایران، حاصل همین سیاستها بود. استمرار این دستاوردها وابسته به توجه بیشتر به گردشگری و تسهیل خروج صنایع دستی همراه مسافران است.
.
.
ادامه دارد
بخش اول _ گردشگری و پيوند آن با صنايع دستی
بخش دوم - صنايع دستي و ارتباط آن با جهانگردي / صنعتگران نيز سرمايه هاي شما هستند
بخش 3 - تاثيرات متقابل گردشگري و صنايع دستي
بخش 4 - گردشگری به عنوان سازمان دهنده ای برای صنايع دستی: مزایا و مضرات
بخش 5 - از بومي تا جهانی: اتصال صنايع دستی تايلند به صنعت جهانگردی
بخش 6 - جهانگردی و صنايع دستی: نوگرايی و هويت در بازار جهانی
بخش7 - صنایع دستی و جهانگردی - مشکلات و چشم اندازها
بخش8 - سنجش صنایع دستی و تأثیر آن بر گردشگری از طریق شاخص
بخش9 - استفاده موفق از صنایع دستی برای کاهش فقر و توسعه گردشگری در استان گوئیژو
بخش10 -تدوین برنامه بين المللي بازاريابي صنايع دستي در صنعت گردشگری
بخش11 - راهکارهای آسهآن در بازاریابی صنایع دستی
بخش 12 - رقابت در خريد محصولات دستی، عامل توسعه صنعت گردشگری و صنايع دستی كره


















اولین دیدگاه را شما برای این آگهی ثبت کنید